مسجد جامع بفروئیه و پیرامون آن
مقدمه
طبق اسناد تاریخی,بفروییه ابتداء در نزدیکی ناحیه شمال غربی محل کنونی قرار داشته که بر اثرسیل ویران شد.درسنه856(هجری ـ قمری) حدود دویست سال پس از حمله مغول بازسازی گردیده است.یعنی در اوج اقتدار حکومت مظفریان,خواجه معین الدین علی میبدی وزیرعدالت آیین خطه یزد به تعمییر آن همت گماشت و در محله جدید به عمارت و زراعت ترغیب نمود و آن موضع را به معین آباد موسوم گردانید که بعدها به خاطر سطح صاف و هموار منطقه به بفرو تغییر نام داده شد.
هسته ی اصلی آبادی که درآن دوره ایجاد شده,محدوده پیرامون مسجد جامع و حسینیه بفرو است.قدیمی ترین واحدهای ساختمانی بفروییه در دو سوی جاده ای قرار دارد که مستقیماَ از مقابل مسجد و حسینیه منشعب می شود.بافت بفروییه,بافتی گسترده است با کوچه های عریض و مستقیم که در حین حال از معماری قرن هشتم هجری-قمری پیروی می کند,که خانه ها کوچک هستند و حجمی متراکم دارندو نسبت بالای فضاهای پر به فضاهای خالی را نشان می دهد که نماینده ی معماری مظفری می باشد.یک پارچگی در پلاک بندی و ایجاد شبکه ای منظم, واقعه تاریخی نقل شده مبنی برایجاد قریه بر اساس طرح ازپیش تعین شده را تأیید می کند.ویژگی های حاکم بر معماری سالهای 700-900(هجری-قمری)با قدرت بر تمام عناصر شهری این محله حاکم است.
مسجد جامع بفرو یا مسجد حاجی ملک
مسجد جامع بفروهمانند مسجد جامع فیروزآباد متعلق به قرن نهم هجری-قمری هست که بعد از مسجد جامع میبد ازقدیمی ترین مساجد جامع شهرستان میبد می باشد.دارای تابستان خانه,زمستان خانه,مسجد کوچک تویی می باشد.
تابستان خانه دارای یک پوشش گنبدی روی هشتی ای است که سمت شمالی آن ایوانی بلند وجود دارد و قسمت جلوی ایوان جنوبی, دو طبقه است که نیم طبقه ی دوم توسط راه پله ای به شبستان شرقی مسجد راه دارد.ایوان جنوبی بلند این گونه مساجد و همچنین ایوان بلند جنوبی منازل مظفری برخواسته از معماری ایران باستان می باشد که ایوان بزرگ مداین را تداعی می کند وگنبدخانه ی آن از معماری مظفری گرفته شده است که سیر تکاملی همان طنبی پشت ایوان است که به جریان هوا و خنکای فضای زیر ایوان کمک می کند.در سمت جنوبی گنبدخانه ,محوطه ای وجود دارد که شامل محراب و بادگیر می باشد.
بر بام مسجد, بادگیر و گنبدخانه ومؤذنه(محل اذان گفتن )جلوه ای زیبا دارد. (شکل 1)
بادگیرمسجد جامع بفرو در نوع خود بی نظیر بوده و در مساجد جامع میبد منحصر به فرد است.ساختاراین بادگیر بصورت چندضلعی است که در قسمت پایین هشت ضلعی و در قسمت بالا شش ضلعی می باشد و در داخل بادگیر هشت شبکه وجود دارد که توسط طیغه هایی تفکیک شده,این تیغه ها در مرکز چند ضلعی به هم می رسند ودر محیط به رأس هشت ضلعی وصل می شوند و در قسمت بالاتر که شش ضلعی است,محیط آن را به هشت قسمت مساوی تقسیم می کند.(شکل 2)
در این نوع بادگیر,شبکه های رو به باد خاصیت دمندگی دارد و شبکه های پشت به باد که در هنگام وزش باد در آن فضا, خلاء ایجاد می شود خاصیت مکندگی دارد,در نهایت باعث تخلیه و جابجایی هوا در زیرگنبد و ایوان می گردد.شبکه های رو به شمال, جریان هوای شمالی که ازطرف اصفهان می آید و خنک و مرطوب است را به گنبدخانه هدایت می کند.
گنبدخانه, در سمت راست و چپ وهمینطور در راستای ضلع شرقی و غربی مسجد به شبستان تابستانی ارتباط دارد.
ایوان جنوبی در سمت شمالی آن متصل به حیاطی نسبتأ کوچک است که با یک پله به ایوان و رواقهای اطراف آن ارتباط دارد.حیاط کوچک با ارتفاع کم در حد یک هره چینی آجردر مقابل ایوان بلند جنوبی از خصوصیات معماری مظفری می باشد که به محض ورود,ایوان بلند و باشکوه جبهه جنوبی به بیننده رخ می نماید.از طرفی برخلاف معماری صفوی و قاجاری که حیاط بزرگ می باشد و هر نما به صورت یک صفحه در زاویه ی دید قرار می گیرد در معماری مظفری بخاطر کوچکی حیاط ,همزمان دو نمای پیرامون حیاط در زاویه ی دید قرار دارد.
راه پله ی مساجد این دوره در لابلای یکی از جرزهای ایوان اصلی مقصوره قرار گرفته است.
ورودی اصلی تابستان خانه از ضلع شمالی مسجد می باشد که به علت دخل و تصرفهای بی جا, به کلی تغییر کرده است.ساباطی عریض ومرتفع درراستای ضلع شمالی مسجد وجود داشت که ورودی ی اصلی
تابستان خانه در وسط ضلع جنوبی آن با یک تورفتگی و دو تقّای بزرگ در دو طرف آن نمازگزار را به داخل دعوت می کرد.در زیر ساباط جوی آب و حوض خانه ای بود جهت گرفتن وضو و فضای با طراوتی را ایجاد می کرد, تا لختی نمازگزاران در هوایی مطبوع همدیگر را ملاقات کنند.در ضلع شمالی این ساباط بزرگ و در راستای آن, ساباطی کم عرض و کم ارتفاع وجود داشت.در دو نبش ضلع غربی و شمالی مسجد, سقاخانه وجود داشت که امروزه اثری از آن نیست.
ورودی فرعی تابستان خانه ازضلع غربی مسجد می باشد.ساباطی طویل در راستای ضلع غربی مسجد وضلع شرقی ی خانه ی کدخدا وجود دارد که در ابتدای آن با یک تورفتگی ودوتقای کوچک ورودی غربی مسجد را به خود اختصاص می دهد.این ساباط در شرف تخریب بود که توسط میراث فرهنگی میبد همراه با بادگیر مسجد مورد ترمیم ومرمت قرار گرفت.بعد از تخریب ساباط ستون های دو طرف سردرآسیب دیده و ترک افقی روی این دو ستون حرکت جرز را به خوبی نشان می دهد.
کاشی کاری بالای سردرغربی مسجد تاریخ 866 (هجری-قمری) را نشان میدهد که گویا تاریخ بنای مسجد باشد,نمای کاشی کاری سردر خوشبختانه اصیل مانده و اجرای آن با گچ بوده و کاشی کاری کتیبه به شیوه ی زیبایی معرق کاری شده است.(شکل 3)
کاشی کاری های مربوط به دوره ی تیموری از تزیینات اندک باقی مانده در میبد هستند.کاشی کاری های این دوره ویژگی هایی دارد که آثار دوره را شاخص می سازد.از جمله ی این خصوصیات رنگ بندی غالبا سرد با ترکیب آبی فیروزه ای,سفید و آبی لاجوردی همچنین ترکیب معرق با لعاب پران در این اثار است. کتیبه ها در این دوره بیشتر به خط نسخ نوشته شده اند.در کتیبه نویسی ها نیز دقت در تفاوت رنگ اعراب و نقطه گذاری داخل حفره های حروفی چون(و)و(م)و مانند آن بسیار چشمگیر است.از مهمترین ویژگی های کاشی کاری این دوره,به کارگیری کاشی های شش ضلعی تک رنگ(لاجوردی)در زمینه های طرح,و اجرای نقوش به صورت منفرد و جداگانه در این زمینه ها است.برخی از زیباترین نمونه های کاشی تزیینی در ایران چنین طرحی دارند.در ضلع جنوبی گنبدخانه در دو سمت محراب از این نمونه کاشی کاری دیده می شود.در نقوش آن ازسنگ یشم یمانی نیز بکار رفته که زیبایی آن را دو چندان می کرده است,خصوصا در مقابل نور آتش پیه سوزهایی که در محراب وگنبدخانه برای روشنایی مورد استفاده قرار می گرفت از خود تلألؤی سبز فسفری ساطع می کرد. این سنگ های یشم یمانی با اجسامی نوک تیزدر سالهای اخیربه سرقت رفته که مع الاسف باعث رنجش و ملامت است.(شکل 4)
تا قبل از رواج نفت, چراغ پیه سوز تنها وسیله ی روشنی بخش خانه ها بود,وسوخت آن روغن پنبه دانه یا بیدانجیر بود,که در کارگاههای روغن گیری میبد تهیه می شد.چراغ پیه سوز,کباره یا ظرف سفالی شبیه کاسه کوچک بود که لبه ی قیفی شکلی داشت,نخ ضخیمی را تابیده به عنوان فتیله در پیه سوز می گذاشتند,و سر نخ را به گونه ای در شکاف قیف قرار می دادند که حداقل یک سانتیمتراز لبه ی پیه سوز بیرون باشد,وقتی مخزن را از روغن پر می کردند,فتیله روغن را به خود جذب کرده قابل اشتعال می شد.با رواج نفت اول چراغ موشی سپس چراغ دستی و سرانجام لمپا,گردسوزو چراغ توری یا زنبوری متداول شد.در زمانی که از چراغ پیه سوز استفاده می شد,در محراب پیه سوزی باارتفاع حدود سی سانتیمترو در گنبدخانه به ارتفاع حدود دو متر ودر کفش کن تقریبا روی زمین مورد استفاده قرار می گرفت,که هرسه نوع آن در مسجد موجود می باشد.
دربهای ورودی های اصلی و فرعی تابستان خانه هر دو خوشبختانه موجود و در جای امنی نگهداری می شود.دربها از جنس چوب بوده که بسیار زیبا منبت کاری و کنده کاری شده است.(شکل5)
در روی طوقه ی فلزی بالای لنگه ی راست در اصلی علاوه بر نوشتاری(در مسجد بهرزه باز مکن چون در آیی بجز نماز مکن تکیه گاه تو نیست خانه حق باری کار بر خود...)تاریخ 879 (هجری-قمری)ذکر شده است.
زیلوهایی با بافت قدیمی کف مسجد را مفروش می کرد که اغلب آنها یا به یغما رفته یا جمع آوری شده وبه جای آنها زیلوهایی جدید جایگزین شده است . محصول پنبه ی میبد مصرف داخلی داشت و اگر هم صادر می شد ,به صورت بافته های نخی از نوع زیلو,کرباس وپلاس بود.نشستن بر روی زیلوهای نخی آن هم در زیر بادگیر,خنکای دل چسبی به همراه داشت.گذشته از مزیت آن که متناسب با آب و هوای منطقه بود,استحکام و دوام فوق العاده,مقرون به صرفه بودن,اشتغال زایی در منطقه و رونق کشاورزی را به ارمغان می آورد.چهار قطعه زیلوی سه رنگ که از نوع مرغوب آن است گنبدخانه ی مسجد را مفروش می کرد وفعلا اثری از آن نیست.یک زیلو به ابعاد 20/3*13متربه پیشینه ی1243(هجری-قمری)که بافنده ی آن ابن کافی علی رضا است در موزه ی زیلوی میبد موجود می باشد.این زیلو توسط حاجی ابراهیم ولد مرحوم محمد بیک بفرویی وقف مسجد شده است.نوع نگاره ی آن در زمینه« گره» می باشد که رنگ و بوی مذهبی دارد و برای اماکن مذهبی بافته می شود,نقشمایه ی کلید و گره همان گردونه ی مهریاخورشیدآریایی است که به هنر ایران باستان می رسد و بعد از اسلام با خط کوفی تلفیق شده و متنوع ترین و بدیع ترین شبکه های نقش پردازی راپدیدارکرده است و گاهی همه ی اجزای خود را از نام حضرت محمد (ص) و حضرت علی(ع) می گیرد. نوع نگاره ی حاشیه ی زیلواز«اره» و«تالگ»و«گره ی خالی»استفاده شده است.(شکل 6)
مسجد تویی در ضلع شمالی مسجد,مابین تابستان خانه و زمستان خانه با اختلاف ارتفاع 17/1مترپایین تر ازتابستان خانه واقع شده است.مسجد بسیار کوچکی است که پیش نماز جداگانه ای داشت,سمت غربی آن مرتبط باسرداب گونه ای است که راستای ضلع شرقی وجنوبی و غربی تابستان خانه را در بر می گیرد و دریچه هایی مشبک چوبی آنرا به کف شبستان ارتباط می دهد ونم ورطوبت جرزهای شبستان,ایوان وگنبدخانه را خارج می کند.
گرم خانه ی مسجد در ضلع شرقی تابستان خانه با اختلاف ارتفاع 17/1مترپایین تربا چند پله از سه ورودی اول,وسط وآخرهمین سمت با تابستان خانه در ارتباط است.گرم خانه بصورت شبستانی است که دردو سمت شرق و غرب وشمال ,نیم طبقه هایی با کمر پوش های طولی قراردارد.پنج تویزه ی عرضی شبستان,سقفی با تاق های نسبتا تخت را در میان خود جای داده است.(شکل 7)
ورودی گرم خانه ازطرف ضلع شمالی به حسینیه در ارتباط است,پس از گذر از چند پله به پایین به محوطه ای وارد می شوی که در وسط خود حوضی بعنوان وضوخانه و در گوشه ای چاه آبی که با طناب, آب را بالا می آوردند برای پر کردن حوض و درضلع جنوبی آن سه راهرو را می بینی که به شبستان ارتباط داشت.البته با دخل و تصرف های که در سالهای اخیر انجام گرفته ,حوض و چاه پر شده است وسه راهرو را تبدیل به یک راهروی عریضتر کرده اند که مدخل آن یک نیمه هشتی با گچ بری است و از طرفی مغازه ای که ضمیمه ی مسجد بود و به حسینیه راه داشت را به ورودی دیگر مسجد برای خانمها اختصاص دادند.
خانه ی کدخدا
تا بیست وپنج سال پیش خانه ی کدخدا ,خانه ای مسکونی بود که خانواده ای بصورت متمرکزدر آن زندگی می کرد,اما سالیانی بس طولانی پذیرای خانواده ی گسترده ای بود که تعداد آنها به بیست و هفت نفر هم می رسید.شخصی به نام حاجی ملک که از اباء و اجداد کدخدا می باشد,این خانه را همراه با مسجد جامع در اواسط قرن نهم بنا کرده است,البته کتابت یک قرآن مجید نیز بوده که برای خواندن آن در مسجد جامع در ایام مبارک رمضان وقفیه هم دارد.
این خانه دارای دو قسمت اندرونی وبیرونی است.قسمت اندرونی یک بنای چهار ایوانی با حیاط مرکزی است که ایوان جنوبی کشیده ومرتفع آن مشابه ی خانه ی برونی در بیده و خانه ی حسینیان در یزد است.ابعاد کوچک حیاط(25/3*7/4متر) نسبت به کل سطح بنا آنرا بصورت حفره ای کوچک تعریف می کند که منطبق با بافت قدیمی این محله می باشد. در اینگونه حیاتهای خانه ی مظفری باغچه و حوضی وجود ندارد,ممکن است چاه آبی با منفذ کوچک که دور آن با یک ردیف آجر هره چینی شده وجود داشته باشد,ارتفاع چهار صفه تا حیاط نیزهمان یک ردیف آجر هره چینی است که بعدها در زمان صفوی و قاجارهم حیاط وسیع تر شده است و هم ارتفاع ی صفه تا حیاط بیشتر شده است.
ورودی قسمت اندرونی در ضلع شمالی خانه از طرف جاده ی توده است که تا حدی تخریب شده وبالای سردرگاه آن اتاقی بوده که از بیرون نمای دو طبقه داشته است.ورودی توسط دهلیزی که ابتدای آن به هیزم دان ,طویله وتوالت,کمی جلوتر راه پله وجلوتربه یک انباری ارتباط دارد, با یک زاویه ی 90 درجه به ضلع شرقی حیاط راه پیدا می کند.ایوان جنوبی به ابعاد (25/3*5/4متر) به ارتفاع رفیع حدود
8 متر,با توجه به کوچکی حیاط به شخص بیننده پس از عبور از راهرویی نسبتا طولانی وتاریک رخ می نمایاند.(شکل 8)
این ایوان دارای گچ بری در هر سه ضلع هست وتوسط دری در اسپر به طنبی و دری در دو سمت شرق و غرب به دو اتاق دیگرراه دارد.ایوان مدخلی برای طنبی است که در پشت آن و در راستای محور اصلی بنا واقع شده است.درگاه ورودی طنبی دراسپرایوان,تناسباتی شکیل دارد و حتی اگر بنا ساده و بی تکلف باشد,پیرامون آن با دم گیری گچی و ابزار زنی تزیین شده است. ورودی طنبی در دل ایوان درنقطه ی عطف بنا حرکت را به سمت خود معطوف می کند.عینا قرینه ی این گردش با شدت و دعوت کنندگی کمتردر جبهه ی شمالی وجود دارد.
بادگیربه عنوان یک عنصر معماری ویک عامل تنظیم کننده ی هوا,آن گونه که در دوره ی صفویه وقاجاریه ساخته شده,در دوره ی ایلخانی ومظفری وجود ندارد وبه معنی امروزی آن نبوده است.صفه های بلند خانه های مظفری عملکردی شبیه به بادگیردارند.البته این خاصیت در ارتباط با حیاط حفره مانند و کوچک بنا وهمینطورطنبی ی پشت ایوان جنوبی کارآیی پیدا می کند.بیشتراوقات روز,سایه ی سنگین ایوان بر حیاط گسترده است.حفره ی حیاط در طول شب,هوای خنک کویر را در خود ته نشین می کند. درطول روزهای گرم تابستان نیز,ایوان هوا را خنک نگه می دارد.ایوان هایی که رو به سمت شمال دارند,باد خنک و مرطوب شمالی را جذب کرده و در خود پایین می برد,این جریان هوا باعث جابجایی کل هوای حیاط و ایوان می شود.هوای گرم که درفضای نزدیک سقف ایوان جمع شده با وزش باد از طریق سوراخی که در اسپرایوان و در بالاترین نقطه ی آن(نزدیک به تیزه ی قوس)قرار دارد,به بیرون رانده می شود.البته سقف روزن دار گنبدی طنبی هم به مکش هوا وجریان هوا کمک می کند.(شکل 9) حیاط,ایوان و طنبی سه عنصر اساسی,قدرتمند و غیرقابل تغییر خانه ها هستند.حیاط و ایوان و به ویژه گنبدخانه ی پشت آن- که ابتدا در مساجد دوره ی سلجوقی, جایگاه خود را یافته و بر جای شبستان پیشین نشسته است – در معماری مساجد دوران مظفری نیز به عنوان طرحی جاافتاده و سنجیده پذیرفته شده و عینا مشابه ی آن در آرایش فضای خانه های مظفری وجود دارد.
سایه سار بودن صفه و نیز خاصیت بادگیر بودن آن,فضای مناسبی برای زندگی تابستانی ی اهالی خانه ایجاد می کند,بر اساس رسم کوچ درونی,سکنه در تابستان از بخش های زمستان نشین به فضای ایوان و طنبی درپشت آن کوچ می کنند.
طنبی یک فضای شاخص برای شناسایی معماری خانه های این دوره است چرا که در دوره های بعد ازآل مظفری حذف شده ودر خانه های صفوی و قاجار عمق صفه افزایش یافته و بخشی از فضای انتهایی آن به تنوره ی بادگیراختصاص پیداکرده است.طنبی مهمترین بخش ساختمان محسوب می شده است وساختن طنبی ی مرتفع و مزین از تمهیداتی بوده که حکام و ثروتمندان برای به رخ کشیدن قدرت وثروت خود,به کار می گرفته اند.در خانقاه ومدارس نیز می ساختندو وقت زیادی برای تزیین آن صرف می شده و غالبا به مدفن مدرس مدرسه و یا پیر خانقاه اختصاص یافته است.تبار کدخدا معروف به خانواده ی ملاها هستند که چندین نسل مکتب خانه داشته اند و در همین طنبی در ایام تابستان مشغول به تدریس می شدند.
این فضا به لحاظ شکل کلی نقشه و تزیینات پرتجمل و جایگاه محکمش در پلان و ترکیب نقشه ی بنا,از چنان اهمیتی برخوردار است که ایوان بلند در حکم درایگاه ی آن محسوب می شود.ورود به فضای بسته ی طنبی از فضای باز حیاط به واسطه ی فضای نیمه باز ایوان صورت می پذیرد.به این ترتیب طنبی آخرین فضایی است که در محور شمالی-جنوبی بنا قرار گرفته است.در طی حکومت مغول ها,نهایت تلاش معمار ایجاد رفعت و تناسبات کشیده و استفاده از خطوط عمودی در بنا بوده که در ایوان بلند وطنبی خانه ی کدخدا این ناخوشایندی توسط معمار با ایجاد خطوط افقی ارتفاع را شکسته و آن را تلطیف کرده است.
در خانه ی کدخدا,در گاه ورودی طنبی6/1عرض آن ارتفاع دارد و در میان اسپر ایوان جنوبی واقع است که جریان هوا داخل ایوان اصلی از طریق درگاه طنبی به درون آن مکیده شده و از روزن سقف گنبدی وسط به خارج رانده می شود.سردابی هم در طنبی است که پنجره ی مشبک چوبی سقف زیرزمین درست زیرروزنه ی گنبدی و روبروی ورودی سمت ایوان جنوبی قرار دارد که به ایجاد رطوبت وتهویه ی بهتر کمک می کند. طنبی ی خانه ی کدخدا همانند دیگر خانه های مظفری در انتهای محور شمالی-جنوبی بنا قرار دارد,البته روبروی درگاه ی میان اسپر ایوان جنوبی در ضلع جنوبی طنبی درگاه ی دیگری قرار دارد که طنبی را به حیاط دیگری ارتباط می دهد.این حیاط بین قسمت اندرونی وقسمت بیرونی مشترک می باشد.درضلع غربی طنبی اتاقی وجود دارد که سقف آن بصورت هشتی است وبسیار زیبا گچ بری شده ودربالای ضلع جنوبی آن از پنجره های مشبک گچی به ضخامت 5/1 تا 2سانتیمترو در ضلع شمالی اتاق از بادگیری استفاده شده است.این اتاق قابلیت کافی برای فضای پذیرایی و مهمانخانه را در خود داشته هر چند که خود طنبی بسیار شکیل و لحاظ بوده است ومدعوین از حیاط مشترک و ورودی ضلع جنوبی طنبی به داخل اندرونی راه پیدا می کرده اند.(شکل10)
پهنای طنبی حدود5/4متر و طول آن5/10 مترو به ارتفاع 6 مترمی باشد.دو اتاق سمت غربی و شرقی ایوان جنوبی نیز به طنبی راه دارد,اتاق دو دری دیگری که به بیرونی راه دارد به طنبی هم ارتباط دارد.نمای بیرونی طنبی بسیار باشکوه است,پنج جرز دارد که حدود 1*10/1متر جلو آمده و سقفی با تویزه خورده وچهار ایوان شمالی را در کنار هم متجلی ساخته است. (شکل 11)
ایوان شرقی(30/2*25/3متر) وایوان غربی (30/2*10/3متر) یک ارتفاع و پهنا دارند. در ایوان شرقی علاوه بر اتاق دو دری(به همین ابعاد اتاقی دیگر در روی آن قرار دارد که در آن روی بام ایوان شرقی باز می شود سپس به همین ابعاد انباریی روی آن است که در آن روی بام طنبی باز می شود وبام آن و بام ایوان جنوبی یکی است.) در ضلع جنوبی,یک اتاق دو دری ی دیگر در ضلع شمالی وجود دارد که در دوم آن در حیاط درست روبروی ی ورودی راهرو در ضلع غربی به حیاط قرار دارد و همانند دو ایوان شرقی وغربی قرینه ی همدیگر می باشند.این اتاق درضلع شمالی آن به یک اتاق دیگر راه دارد.اتاق وایوان قسمت شرقی ,کوتاه و بدون روزن است که براحتی گرم می شده اند و برای زمستان کارایی بیشتری دارد.ایوان غربی ,درغرب آن پستو مانندی است که در ضلع جنوبی آن مطبخ و در ضلع غربی آن بادگیر وجود دارد.
ایوان شمالی(35/1*25/3متر)گویا فضایی خام است که جایگاه عملکردی ویژه ای را نمی توان برای آن بیان نمود,در واقع بخشی از حیاط و تکمیل کننده ی آن و پیشگاه اتاق پشتی است.این عمق کم ایوان در روزهای سرد زمستان,آفتاب را به میزان بیشتری دریافت می کند. اتاق پشتی ایوان شمالی سالیان طولانی محل نگهداری لوازم و وسایل عزاداری ایام محرم بوده است.در قسمت بالای اسپر ایوان, پنجره ای مشبک وجود دارد که از کاشی کاری دوره ی ایلخانی-تیموری بهره جسته است.این پنجره ها برخلاف دوره ی صفوی که طرح آن دارای خطوط منحنی و نقوش گیاهی است,از قطعات هندسی به ویژه مثلث, شکل گرفته اند.غالبا از رنگ بندی سرد با ترکیب آبی فیروزه ای,سفید و آبی لاجوردی همچنین ترکیب معرق با لعاب پران در این آثاروجود دارد.البته ایوان شمالی نسبت به دو ایوان شرقی و غربی حدود نیم متری بلندتر است.(شکل 12)
ورودی قسمت بیرونی خانه ی کدخدا به میان ساباطی طولانی درتمام ضلع غربی مسجد جامع راه پیدا می کند.البته ورودی چند باب مغازه ی خانه ی کدخدا و ورودی غربی مسجد به این ساباط راه دارد. جدیدا این ساباط توسط میراث فرهنگی میبد ترمیم ومرمت یافته است.در ابتدای راهرو, راه پله و در زاویه ی 90 درجه,هشتی باگچ بری سقف وجود دارد که در ضلع شمالی آن اتاقی است و در جنوب آن ,زاویه ی90 درجه ی دیگر,که درشرق آن ,راه به یکی از مغازه های زیر ساباط دارد و در جنوب آن یک در دولنگی به اتاق بزرگی که به مکتب خانه معروف بوده راه دارد.(شکل13) آب انباری جلوی مکتب خانه وجود داشته که حدود یک متر بام آن از کف پیش گاه بلند تر بوده و برای نشیمن استفاده می شده است.روبروی آب انباردر ضلع شمالی, یک اتاق دو دری که به طنبی راه دارد دیده می شود.
چند اسطبل که به کوچه راه دارد, هیزم دان,مطبخ ومستراح در ضلع جنوبی حیاط قرار گرفته است. طنبی در مجاورت اتاق دو دری در ضلع شمالی حیاط قرار دارد.قسمت بیرونی به مراتب بیشتر از قسمت اندرونی به مرور زمان یا تخریب یا با دخل و تصرف هایی که شده,ساختار آن تغییر یافته است.
باشد که میراث داری شایسته برای تاریخ وفرهنگ و هنراین مرز و بوم باشیم وآنرا به هر عاریتی از بیگانگان که هیچگونه سنخیتی با تار و پود این سرزمین ندارد, به بهای اندک نفروشیم.
نتیجه گیری
1-حکمفرمایی معماری سالهای700-900هجری قمری بر بافت قدیم بفروییه.
2-بنای بفروییه بر اساس یک طرح از پیش تعیین شده.
3-وجود معماری ال مظفری- تیموری در خانه ی کدخدا(حاجی ملک)و مسجد جامع.
4-نقشه پسیکوم(حیات کوچک وچهار ایوان)طرح ابتدایی خانه های مظفری به زمان ایلخانی و قبل از آن به زمان ساسانیان برمی گردد.
5-ایوان مسجد جامع وگنبدخانه پشت آن برگفته از ایوان جنوبی و طنبی خانه های مظفری است.
6-پس از گذشت سالیانی دراز پیوستگی این بافت قدیمی هنوز پابرجاست وبرماست که در حفظ آن کوشا و میراث درای شایسته برای تاریخ وفرهنگ این مرز و بوم باشیم.
پایان
